پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

اخرین روز جنگ

1404/4/4 9:40
نویسنده : مامان سحر
143 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی تو این دو هفته یعنی از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر که جنگ تموم بشه بدترین روزهای عمرم بود ما از ۲۳ خرداد اومدیم شمال اونروز رییسم زنگ زد که بیاید سرکار من پاشدم تنهایی رفتم سرکار همین که رفتم تهران صدای بمب و موشک شروع شد اصلا امکان نداشت تو این دوهفته روز حمله کنند همیشه شبا از ساعت ۲ شروع میکردند تا ۴ صبح چنان صدای میمود که کل خونه میلرزد زنگ زدم بابا نگو نزدیک سرکار بابا بود بابا بیچاره هراسون اومد خونه شبش از ساع ۱ ونیم شروع کردند تا خود صبح دقیقا سه ونیم .

اون شب چون مبخواستن اتش بس کنند بدترین حملات انجام دادند خونه انگار داشت رو سرم خراب میشد دقیقا حمله اصلی شون منطقه فاطمی بود و بعد کل تهران منم از ترسم نرفتم اداره چون واقعا حال روحیم اصلا خوب نبود به بابا گفتم هر جور هست مرخصی بگیر بریم شمال .

که خداروشکر بعد اون اتش بس کامل شد و حالا ببینیم جنگ کی کامل مبشه خیالمون تموم میشه

پسندها (1)

نظرات (0)