پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

ادامه دلهرگی بعد از جنگ

1404/5/3 11:00
نویسنده : مامان سحر
153 بازدید
اشتراک گذاری

بعد اتش بس رفتیم الاشت خاله ازاده اینا هم اومده بودند هرچی به خاله منصوره گفتیم بیا گفت ماشینمون خرابه نمیتونیم بیایم خلاصه دو سه روزی بودیم برگشتیم تهران اونم خیلی دلهره داشتم وقتی اومدم تهران.

این همه دلهره کم بود زنگ زدند بهمون که دیشب دزد اومد خونه قایشمهر کل سیم دراورد خلاصه عمو هادی ساعت یک شب سر رسید دزد گرفتند بردند کلانتری خدا لعنتش کنه کل سیم در اورد خرد خرد کرد .

این خونه تموم بشه واقعا اعصابم بهم ریخت با این اوضاع .جنگم خدای نکرده بشه حداقل امیددارم خونه م اماده ست ولی انقد استا کارا اذیت میکنن نمیان 

خدای فقط خودش کمک کنه .

اینجا بعد جنگ که همه رفتند الاشت از ترسشون 

اینجام پارکینگ خونمونه

پسندها (1)

نظرات (0)