روزهای اخر ماه مبارک رمضان و نذری مامان و بزرگ شدن گل پسر
سلام مامانی دو روز دیگه مونده تا عید فطر مامانی همه روزه هاشو گرفته ولی اخراش دیگه حالش خوب نبود دیگه نتوست بگیره . خدا مامانی ببخش واقعا دیگه کم اورده بود مامانی . هفته پیش 23 ماه رمضون خونه خودمون شله زرد پختیم که خاله گلی و خاله مبشره و خاله منصوره وازاده هم بودند . پسر مامانی الان کل جمله و کلمه چیزارو می تونه دقیق بگه . کارها و اداهاش خیلی بامزه شده وقتی مامان اداره ست دوست داره زودتر بره خونه و گل پسر شو ببینه واقعا دلم واست تنگ میشه همیشه میگم خدایا 12 سال دیگه کی میشه مامانی بازنشسته بشه تا بتونه خونه بمونه و پیش گل پسرش باشه . تو مهد خیلی مظلومی و ساکت البته با مربی هات ولی با بچه ها اتیش می سوزونی .کلا دستشویتو نمیگی...
نویسنده :
مامان سحر
9:53











