نمایشگاه نوشت افزار و پرهام و عمومهربان
سلام مامانی دیروز من و تو و رادمهر و خاله منصوره با هم رفتیم نمایشگاه نوشت افزار کانون حجاب خیلی بهتون خوش گذشت عموم مهربان اونجا بود که باهاش چند عکسم انداختین ...
نویسنده :
مامان سحر
8:49
41 ماهگیت مبارک گلم
سلام مامانی 41 ماهگیت مبارک عزیز مامان ان شاله همیشه شاد و سالم باشی عشق مامان پرهام جون من هرچقد بزرگ تر میشی شیرینتر و جیگرتر می شی وقتی صورتتو میچسبونی به صورتم میگی مامانی خیلی دوست دارم منم از ته قلبم دوست دارم عشق مامان . خیلی شیرین زبون شدی حرفا گنده گنده میزنی .دیشب با بابایی بحثت شد بابایی مهربونتم دلش نیومد دعوات کنه همش طرفت بود تو می گفتی بابای بندازیم تو سل آشغالی بابام فقط میخندید چیزی نمیگفت خیلی باحال میگفتی . هر وقت از جلوی مهد رد میشی میگی من مهد دوست ندارم مهد خوب نیست .یه سری با رادمهر خوب باشی میگی خونه خاله رو دوست ندارم و روزی که با هاش خوبی میگی من خونه خاله رو دوست دارم که وقتی میارمت خونه میگی بریم خونه راد...
نویسنده :
مامان سحر
14:55
اندراحوالات 40ماهگی
سلام مامانی هفته پیش یعنی چهارشنبه رفتیم شمال که خاله ازاده اینام اومدن خونه زن دایی فردا صبح باهم رفتیم دریا ...
نویسنده :
مامان سحر
10:14
40 ماهگی گلم
سلام مامانی 40ماهگیت مبارک عشق مامان پسر مامان خداروشکر داره بزرگ و بزرگتر میشه احساساتشم زیاد و زیاد تر میشه جوری که صبحها از خواب پا میشی از نوک انگشتهای پا تا صورتمو بوس بارون می کنی میگی مامانی دوست دارم و عاشقتم منم میگم منم عاشقتم تو میگی مامانی تو نگو عاشقتم بگو دوست دارم تو ماه برات دوچرخه خریدم که خیلی خوشحال شدی و تشکر می کردی اینم رقصته که هی میگی اهنگ بزارید تک دست برقصم اینم ماهان جونه ...
نویسنده :
مامان سحر
9:33
عکسهای 39 ماهگی و عیدفطر1395
سلام عزیزم مامانی امسالم مثل سال گذشته عیدفطر رفتیم شمال .سه شنبه 15 تیر اوردمت اداره و ساعت 12:30 بابایی اومد دنبالمون که باهم دیگه بریم ساعت 3 از تهران راه افتادیم ساعت 10 شب قائمشهر بودیم چون خیلی خیلی ترافیک بود و یه روز قایمشهر موندیم پنجشنبه رفتیم الاشت که شنبه صبح اومدیم تهران . خوش گذشت خیلی بهت . جدیدا ازوقتی نمیری مهد گیر میدی میگی منو ببر سرکارخودت اونجا بازی کنم بخدا اذییت نمیکنم پسر خوبی میشم .وقتی این حرفارو میزنی دلم یه جوری میشه و دلم به حالت میسوزه حیف که نمیتونم بیارمت هر روز .شرمنده مامانی . ...
نویسنده :
مامان سحر
14:26
39 ماهگی گلم
سلام مامانی این مطلبو می نویسم دو روز دیگه میری تو 39 ماهگی . ان شااله 139 ساله بشی عزیز مامان چند روزیه دیگه نمیری چون دو سه باری دستای قشنگتو گاز گرفتن و مدیر مهدشم جدیدا خیلی ببخشید روش زیاد شده بود . فعلا پیش خاله منصوره ببینم خدا چی می خواد . ...
نویسنده :
مامان سحر
13:45












