پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

41 ماهگیت مبارک گلم

سلام مامانی 41 ماهگیت مبارک عزیز مامان ان شاله همیشه شاد و سالم باشی عشق مامان پرهام جون من هرچقد بزرگ تر میشی شیرینتر و جیگرتر می شی وقتی صورتتو میچسبونی به صورتم میگی مامانی خیلی دوست دارم منم از ته قلبم دوست دارم عشق مامان . خیلی شیرین زبون شدی حرفا گنده گنده میزنی .دیشب با بابایی بحثت شد بابایی مهربونتم دلش نیومد دعوات کنه همش طرفت بود تو می گفتی بابای بندازیم تو سل آشغالی بابام فقط میخندید چیزی نمیگفت خیلی باحال میگفتی . هر وقت از جلوی مهد رد میشی میگی من مهد دوست ندارم مهد خوب نیست .یه سری با رادمهر خوب باشی میگی خونه خاله رو دوست ندارم و روزی که با هاش خوبی میگی من خونه خاله رو دوست دارم که وقتی میارمت خونه میگی بریم خونه راد...
3 شهريور 1395

40 ماهگی گلم

سلام مامانی 40ماهگیت مبارک عشق مامان پسر مامان خداروشکر داره بزرگ و بزرگتر میشه احساساتشم زیاد و زیاد تر میشه جوری که صبحها از خواب پا میشی از نوک انگشتهای پا تا صورتمو بوس بارون می کنی میگی مامانی دوست دارم و عاشقتم منم میگم منم عاشقتم تو میگی مامانی تو نگو عاشقتم بگو دوست دارم تو ماه برات دوچرخه خریدم که خیلی خوشحال شدی و تشکر می کردی اینم رقصته که هی میگی اهنگ بزارید تک دست برقصم اینم ماهان جونه   ...
3 مرداد 1395

عکسهای 39 ماهگی و عیدفطر1395

سلام عزیزم مامانی امسالم مثل سال گذشته عیدفطر رفتیم شمال .سه شنبه 15 تیر اوردمت اداره و ساعت 12:30 بابایی اومد دنبالمون که باهم دیگه بریم ساعت 3 از تهران راه افتادیم ساعت 10 شب قائمشهر بودیم چون خیلی خیلی ترافیک بود و یه روز قایمشهر موندیم پنجشنبه رفتیم الاشت که شنبه صبح اومدیم تهران . خوش گذشت خیلی بهت . جدیدا ازوقتی نمیری مهد گیر میدی میگی منو ببر سرکارخودت اونجا بازی کنم بخدا اذییت نمیکنم پسر خوبی میشم .وقتی این حرفارو میزنی دلم یه جوری میشه و دلم به حالت میسوزه حیف که نمیتونم بیارمت هر روز .شرمنده مامانی . ...
22 تير 1395

39 ماهگی گلم

سلام مامانی این مطلبو می نویسم دو روز دیگه میری تو 39 ماهگی . ان شااله 139 ساله بشی عزیز مامان چند روزیه دیگه نمیری چون دو سه باری دستای قشنگتو گاز گرفتن و مدیر مهدشم جدیدا خیلی ببخشید روش زیاد شده بود . فعلا پیش خاله منصوره ببینم خدا چی می خواد . ...
1 تير 1395