38 ماهگیت مبارک گلم و عوض کردن مهد
سلام مامانی 38 ماهگیت مبارک باشه ان شاله 138 ساله بشی مامانی 1 خرداد بردمت مهد تربیت سر کوچه امون تا ببینم می تونی اونجا بمونی .صبح بردمت اونجا اولش خوب بودی اصلاگریه نکردی بعد 2 ساعت تازه فهمیدی من نیستم شروع به گریه کردی من تو اون دو ساعت رفته بودم خونه بعدش اومدم پیشت دیدم داری گریه می کنی بهم می گی چرا تنهام گذاشتی چرا تنها رفتی سرکار من اینجا رو دوست ندارم اینجا کوچیکه دلم داشت واسه دل کوچیک کبا ب می شد که هی اشک می ریختی و اخر با نوازش و بوس و ماچ ارومت کردم و بعدش بردمت خونه خاله تا اروم بشی . الانم بردمت مهد قبلیت گفتم ولش کن هر چی عشقم بگه و هرکجا راحته
نویسنده :
مامان سحر
14:43
عکسای 37 ماهگی
عکسهای 37 ماهگی گلم
37 ماهگیت مبارک گلم و روز پدر مبارک
سلام مامانی ببخشید دیر اومدم 37 ماهگیت مبارک باشه گلم ان شاله 137 ساله بشی . چهارشنبه اخر فرودین رفتیم شمال چون فرداش روز پدر بود و جمعه برگشتیم . همسر عزیزم از زمانی که خانه عشقت پناهگاه خستگی من شد ، اندیشیدم که الهه عشق بهترین ِ بهترین ها را نصیب من کرده است… روزت مبارک همسر عزیزم حسین پناهی : وقتی بچه بودم کنار پدرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم. مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت «میخرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت «میبرمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم...
نویسنده :
مامان سحر
15:14
اومدن پرهام به اداره مامانی
سلام مامانی دیروز شنبه 28 فرودین از خواب پاشدی و گریه می کردی که من مهد نمیرم میام سرکار تو منم دلم خیلی سوخت و بردمت اداره خیلی خیلی تو اداره بهت خوش می گذره که اومدن به خونه غیرممکنه . ...
نویسنده :
مامان سحر
8:55
13 بدر ( 14 بدر) 1395 سد لفور
سلام مامانی هفته دوم تعطیلات چهارشنبه 11 فروردین رفتیم شمال که خیلی ترافیک بود و هوای شمال خیلی خوب نبود همش بارون بود 13 بدرشم بارون شدید گرفته بود که ما البته فرداش شنبه با مادرجون رفتیم سد لفور که خیلی بهت خوش گذشت . ...
نویسنده :
مامان سحر
10:33










