پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

اندر احوالات 59 ماهگیت عشقم +تولد بابا جون

اینجام تولد بابا جون که شبش براش تولد گرفتیم مادر جون و خاله فوزیه اینام میخواستن بیان شمام زنگ زدی به مادر جون ، مادر جون بیا واسه بابای تولد گرفتیم مادر جونم شیرینی خردید اورد . اینجام فرداش با مادرجون خاله فوزیه و خاله منصوره رفتیم بازار و مولوی خیلی خوش گذشت و قطار سوار شدیم تو بازار 15 خرداد ...
12 اسفند 1396

59 ماهگیت مبارک عشق مامان (4سال و 11 ماه )

سلام مامانی 59 ماهگیت مبارک عشقم شما خیلی اسرار داشتی برای تولد مامانی مهمون بیاد منم خاله فوزیه و دایی بهزاد اینا گفتم اومدن و تولد گرفتیم اینم کیکی خودم درست کردم . اینم سرکار مامانی اینم عروسی خاله بهاره اینجا یه دورهمی تو کلاس که همه ماکارونی اوردند و نوش جان کردند اینجام فردا عروسی خاله بهاره رفتیم جنگل لفور شام خوردیم برگشتیم قایمشهر 21 بهمن اینم گل بنفشه که یه مشما چیدم   ...
2 اسفند 1396

اولین برف پاییزی سال 96 واقعا پر برکت بود

سلام مامانی چند روزه دیگه تولد مامانییه دیروز و امروز برف خیلی سنگینی اومده که باور کن دو سه سانت نشسته رو زمین شما خیلی خوشحال و شاد که همون شب اول با بابایی رفتیم پشت بوم حسابی بازی کردی دیروز که انقد برف بود من نتوسیتم برم سرکار .موندم خونه پیش تو جشن سوری یه هفته مونده بود به تولدم اسرار می کردی که تولدت کی میشه برای ساکتت کنم یه کیک درست کردم تولد گرفتیم اولین شبی که برف اومد رفتیم پشت بودم اولین ادم برفی سال 96 همون شب روز بعدش که نتونستم برم سرکار موندیم خونه اینم روز بعد که میخواستم ببرمت خونه خاله منصوره ...
9 بهمن 1396

58 ماهگیت مبارک عشقم (4سال و 10 ماه)

سلام مامانی 58 ماهگیت مبارک عشقم . عشق مامان نزدیک 5 ماهه داره میره کلاس الفبا که خداروشکر مربی ت ازت راضیه و شماهم تو خیابون و پلاک ماشین رو می بینی حروفا رو می خونی و منم امتحاناتم هفته پیش یعنی 30 دی ماه تموم شده و یه ترم دیگه مونده تا مدرک کارشناسی  بگیرم . هفته پیش با خاله منصوره و رادمهر اومدیم اداره ناهارو پارک اداره خیلی بهتون خوش گذشت . هدیه بابا جون دستش درد نکنه اینجام تولد ارین بود رفته بودیم مهدشون 18 دی ماه 96 خیلی بهت خوش گذشت علاقه خاصی پیدا کردی به درس و نقاشی میگی مامانی درس خوندن خوبه ادم باسواد میشه خاله منصوره تولد سوری گرفته بود که شما خو...
2 بهمن 1396

57 ماهگی مامانی(4سال و9ماه) و پنجمین شب یلدا مامانی و زلزله 5 ریشتری

سلام مامانی خوبی 57 ماهگیت مبارک عزیز دل مامان عزیزم هفته پیش که به طور فجیع سرماخوردیم من و شما که دو روز تو خونه بودیم که رفتیم دکتر الان خداروشکر بهتری . چهارشنبه 29 آذر ساعت 11 و نیم بود که نشسته بودیم یه دفعه ی دیدم خونه داره تکون میخوره که یه دفعه دیدم زلزله ست که خداروشکر چیزی نبود ولی برای اطمینان بیشتر دلمون طاقت نیورد و از طرفی فرداشب م شب یلدا بود رفتیم شمال . ولی بیشتر مردم رفتن تو ماشین و تو پارک خوابیدن . این عکسها برای دو هفته پیشه که رفیم شمال این عکس بالای برای جشن شب یلداست اینجا سه شب پشت هم تب داشتی و بیحال بودی و همش رو پام بودی و هرشب پاشویت می کردم   &nb...
2 دی 1396

کادو بابایی + سفر کرمانشاه بابایی + ماشین رالی

سلام مامانی هفته پیش 25 آبان بابایی واسه ماموریت رفته کرمانشاه شمام شب قبلش فهمیده بودی همش میگفتی بابایی نمیخواد  بره اونجا زلزله میاد بابایم میمیره نمیخواد بره به اونا کمک کنه خودشون به خودش کمک کنن .بابایم گفت من باید برم به بچه های مثل تو کمکشون کنم با کلی حرف زدن تو قانع شدی گفتی برو ولی زود بیا .  چند روز پیشم واست یه ماشین رالی خریدم که عاشقش شدی همش میگی مامانی سه چرخه اصلا خوب نیست ماشین فقط خوبه و همش دوست داری خونه بمونی بازی کنی . تو که اداره مامانی خیلی دوست داشتی  دیروز بردمت اداره  به عشق ماشینت همش میگفتی مامانی کی میریم خونه ماشین بازی کنم اینم کادویی بابایی برای مامانی خرید . اینم ماشینت...
5 آذر 1396

56ماهگیت گل مامان(4سال و8ماه)

سلام مامانی 56 ماهگیت مبارک انشاله 156 ساله بشی سالم و سلامت . عزیزم مامانی چشم روز هم بذاری داری بزرگ  و بزرگتر میشی همدم من میشی و همزبون من میشی همش باهام درد و دل میکنی عشقم خیلی خوشحالم که خدای مهربون تورو بهم داده . عشق مامان همش میگه مامانی کی منو میبری کلاس فوتبال چون عشق فوتبال میگم هشت سالت شد اونوقت چون الان قبولت نمیکنن کلا تو به توپ و تفنگ خیلی علاقه داری .   ...
1 آذر 1396

55 ماهگی(4 سال و 7ماه ) + خود اکتفا شدن در شستن دستشویی شماره 2

سلام مامانی 55 ماهگیت مبارک عشق مامان روز به روز داری بزرگ و بزرگتر میشی کلا حرف زدنت خیلی باحاله مخصوصا اونجایی که می گی بی زحمت این کار انجام بده ، میگی مامانی من فدات شم و ....  شما خیلی به فوتبال علاقه داری همیشه بهم میگی منو کی میفرستی کلاس فوتبال منم میگم وقتی 8 سالت شد میگی نه الان می خوام برم عشق مامان الان قبولت نمی کنن زوده هنوز ولی برات لباس فوتبال گرفتم خیلی ذوقشو داری .کلاس الفبا و نقاشی به خوبی داره پیش میره عشقم . دیشب برای بار اول یاد گرفتی دستشویی شماره 2 خودت بشوری خیلی خیلی خوشحال بودی افرین به تو .   اینم لباس فوتبال اینجا رفته بودیم فست فود ارتین   ...
2 آبان 1396

54 ماهگی ناز پسرم و اولین سفر به مشهد مقدس (4سال و 6 ماه)

سلام مامانی 54 ماهگیت مبارک عزیز مامان دیروز یعنی اول مهر رفته کلاس الفبا که اولین حرف آ یاد گرفته عشق مامان .م مامانی اولین باری که شما رفتی مشهد جمعه 17 شهریور 96 که فرداش عید غدیر بود که با مادر جون و بابایی با ماشین خودمون رفتیم که یکشنبه پس فرداش برگشتیم عالی بود اونجا مسیر رفتمون از کیاسر بود  و برگشتمون از طرف گرگان گیلاوند رستوران لیپلار مشهد بازار تجریش ...
2 مهر 1396

53 ماهگیییی جیگر مامان و بدنیا اومدن مانیا خانم دختر خاله ارزو(4سال و 5 ماه )

سلام دنیای مامان 53 ماهگیت مبارک انشاله 120 ساله بشی عشقمممممم مامان چند روز پیش یعنی 29 مرداد دختر خاله ارزو بدنیا اومد و عشق مامان تو هر روز داری بزرگ و بزرگتر میش نازم و بیشتر داری محرم رازم میشی مامانی خیلی خیلی صبوری و خیلی مهربون ساکت و بچه ی خیلی قانع هستی . نه اینکه من مامانت باشم این حرف بزنم همه میگن .چند روز پیش رفتیم فست پیتزا بخوریم چون چند روز قبلش سرما خوردی دو دل بودم برم یا نه قبلش با تو شرط کردم اگه رفتیم فست فود تو نباید سس بخوری تو گفتی چشم . تو هم عاشق سسسس من فکر نمیکردیم نخوری ولی عشق مامان به حرف مامان گوش کرد بدون هیچ دغدغه بهمونم خوش گذشت اینجور  پسری دارم منننننن خدایا شکرت . دو هفته پیش رفتیم رو...
1 شهريور 1396