پرهام پرهام ، تا این لحظه: 6 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره
پیوندعشق باباومامانپیوندعشق باباومامان، تا این لحظه: 7 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 32 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 33 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
یکی شدن بابا و مامانیکی شدن بابا و مامان، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

فرشته خوبي

 

"روزگارپرهام ازتولد... تاانتهاي خوشبختي"
...
...

مينويسم به عشق فرشته اي از بهشت به نام "پرهام" به معناي فرشته خوبي.
فرشته اي كه وجود نازنينش يكي از بهترين اتفاق هاي زندگي من و آرش بود.

77ماهگی - 6سال و 7 ماه

سلام عشق مامان 77 ماهگیت مبارک عشقم .الان دو ماهه میری مدرسه خیلی واسه مدرسه ذووق داری همش از مدرسه میای خونه استرس درس و مشق داری اول اونرا انجام میدی بعد دنبال کاری دیگه میری و بعدش همش به من میگی مامان بهم دیکته بگو .خدا خیرش بده خاله منصوره خاله منصوره کمکت میکنه مشق و دیکته تو بیشتر وقتها بهت میگه . هفته قبل سویشرت خرید به من میگی مامان عکس بنداز واسه بابابفرست     ...
8 آبان 1398

اولین روز مدرسه _ اول مهر - 76 ماهگی

سلام عشق مامانی چشم رو هم می زاری همه چیز زود میگذره انگار دیروز بود میخواستم این سایت برای ایجاد کنم که خاطرات توش ثبت کنم الان 6 سال و نیم گذشت توام داری میری کلاس اول ، دیروز 31 شهریور برای کلاس بندی رفته بودی با خاله منصوره و قراره اول مهر من ببرمت که تعطیل بودید اول مهر فردا 2 مهر میبرمت . دیروز بهتون قمقمه کادو دادن از طرف مدرسه . فردام قراره دفتر نقاشی و دفتر 40 برگ بزارمت برات . خیلی خوشحالی میگی مامانی میشه پنجشنبه هام برم مدرسه - قبل کلاس بندی خدا کنه تو خانممون خانم صعودی باشه یعنی معلم کلاس اول رادمهر که خداروشکر تو کلاس خانم صعودی افتادی و کلاس 1- 1 .     ...
1 مهر 1398

6 سال و 5 ماهگی عشقم + مزو وایت صورت خودم وو.....

سلام مامانی هفته قبل 27 تیر صورتمو مزو وایت (کلاژن سازی - رفع لک و روشن کنندگی انجام دادم که خیلی راضی بودم دو هفته بعدش یه بار دیگه انجام دادم . اولش خیلی ترسیدم چون کل صورت سوخته بود و سه روز نباید میشتم لکهای سیاهی مونده رو پوستم خیلی ترسیدم ولی بعد از شستن و زدن پماد بتامتازون و زینک اکسید و کرم روشن کننده سی گل زدم کل صورتم روشن شد و لکهاش رفت که دوباره 9 مرداد دوباره رفتم خانمه گفت اگه دو یا سه بار بیای ، یک سال صورت همینجوری میمونه ، فقط شفافیتش از بین میره که باید خودت بهش برسی مثل بخور دادن ، ماسکهای طبیعی ولی هر 8 ماه باید بیایی ترمیم . روز سوم (لکی بود که ایجاد شد و ترسیدم ولی بعد از شستشو کلا محو شد بعد از 6 روز) ...
12 مرداد 1398

75 ماهگی عشقم + عشق به مامانی و خاله منصوره + شروع خونه ساختن خاله آزاده

سلام عزیز مامان الان شما دقیقاً 6 سال 4 ماهته مامانی که ان شاله 140 سال زنده باشی . مامانی هرچقدر بزرگتر میشی محبتت نسبت به من بیشتر میشه همش میان خونه یا صبحها میخوام بیام اداره بوسم میکنی میگی عشقم بوست کنم کلا تو خونه یه من میگی عشقم . جدیدا چند تا از دوستات تو کوچه صدات می کنن که بیا بازی تو هم همش اویزون پنجره ی منم همش استرس اینو دارم  که خدای نکرده اتفاقی نیافته واست چون هفته قبل با بچه های کوچه دعوات شد بابایم نمیزاره بری تو کوچه البته نری بهتر عشق مامان من همش باید دلوابست باشم . منم قربون صدقه خاله منصوره میرم میگم خواهر عزیزم توام ترغیب میشی میگی منم خاله منصوره دوست دارم همش تو خونه شون و تو دلم میگم دوست دارم . چون...
1 مرداد 1398