مطالب جالب و پندآموز
ماماني اين مطالب برات گذاشتم كه خيلي جالبه و پندآموزه و منم خيلي از مطالبش خوشم اومده خدا كنه تو هم خوشت بياد : دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟ و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا " دعا " می کند.... _________________________________________________________________ کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی... در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد وبرایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش، کودک پرسید:ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط&...
نویسنده :
مامان سحر
14:09











