پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

جنگ امریکا

1404/12/9 23:42
نویسنده : مامان سحر
159 بازدید
اشتراک گذاری

امروز صبح ساعت ۹ونیم که تو اداره نشسته بودم یهوو صدایی مهیبی اومد همه همکارا اومدند بیرون و همه گریه کنان رفتیم خونه انقدر ترافیک بود بخاطر جنک نصف راه من پیاده رفتم و بعدش اتوبوس سوار شدم رفتم شمشیری. خداروشکر خاله ازاده سریع رفت تو و ماهان اورد خونه خیالم راحت شد.

اومدم خونه استرس کل وجودم گرفت به  بابام گفتم بریم شمال گفت. نمیزارن اداره بیام .با ازاده اینا رفتیم شمال 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)