تولد ، عوض شدن مدیر
سلام مامانی اوایل هفته قبل یعنی اول بهمن مجری ساختمون قایمشهر خیلی اذیتمون میکرد حرف زور میزد چون کاری های ساختمون بهش ندادم میخواست اینجوری انتقام بگیره دیدم نه اینجوری نمیشه مهندس ناظرم ازش خسته شده بود گفتم باید عوضش کنم خرجهای الکی میتراشید دیگه اول بهمن که توام موقع امتحانات بودم مجبور شدم غروب یکشنبه راه بیافتیم که دوشنبه بریم نظام مهندسی رفتیم فرم تعویض پر کردیم تا مجری جدید پیدا کنیم و اومدیم تهران بعد چند روز بالاخره دختردایی بابا رویا خداروشکر کسی پبدا کرد و من از تهران به عمو هادی وکالت دادم تا کار اداری انجام شه . بعد چند روز یعنی ۷ بهمن حکم جدید مدیر چمون خوردو مهندس صفری عوض شد اون روز خیلی خیلی حالم بد بود واقعا حیف شد بعد از ۱۳ سال شناخت از مهندس این اتفاق افتاد خدا لعنت خدا به اونای که زیرابشو زدند .اونروز خیلی ناراحت شدی هی ازم میپرسیدی مامان چرا
مهندس صفری رفت .
چون میگفتی مامانی تو همیشه اونجا بمون اصلا جای نرو فردای اون روزم یعنی ۸ بهمن منم مصاحبه گزینش داشتم نمبدونم چه جوری گزینش شدم .
دیشب یعنی پنجشنبه خاله منصوره اینا اومدن خونمون برای تولدم .





خدا کنه کار اداره م و مدیر جدیدم و مجری جدید همه چیز خوب پیش بره .
سپردمش به خدا فقط ☝️☝️☝️❤️❤️❤️❤️❤️





تولد ، عوض شدن مدیر
