پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره
عروسی  بابا و مامانعروسی بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
مامان سحر مامان سحر ، تا این لحظه: 39 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره
بابا آرشبابا آرش، تا این لحظه: 40 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره
عقد بابا و مامانعقد بابا و مامان، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه سن داره
ساخت وب سایت پرهامساخت وب سایت پرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

پرهام دنیای سحر و آرش

پرهام دنیای منی

۹۲ ماهگی عشقم و دزدیدن از خونمون

سلام مامانی ۹۲ ماهگیت مبارک هفته قبل جمعه ۱ اسفند آقاجون زنگ زد که خونتون دزد خالی کرده واقعا من تو شوک بودم اون روزباورم نمیشد بیشتر وسایل خونه مثل جاروبرقی .اتو .اتو مو.سشوار.شیرالات .برنج و..... همه برد یعنی یه جوری دزدید که خودم موندم .خیلی گریه کردم ولی بعدش اروم شدم. همون شبش مادر جون خواب مامان جون دید تو خواب که خیلی ناراحته چون منم گریه کردم ناراحت شد . ولی خداروشکر دو روز بعد قرعه کشی ماشین به اسممون دراومد که میدونم خداجوننم اینجا جبران کرده قربون  حکمتش برم . اینم عکس یهویی تو حموم ااالان ۴ اسفند۹۹  راستی سالگرد ازدواجمونه ...
4 اسفند 1399

91 ماهگی گل پسرم (7سال و 11 ماه ) تولد۳۴سالگی مامان

سلام مامانی قربون چشات بره مامانی  91 ماهگیت مبارک عشق مامان چند وقته سرگرم درس هستیم انقد خسته و مشغولم که نگو .امروزم تولدمه مامانی امشب یه تولد کوچول گرفتیم . بابا جونم دیشب سوپرایزم کرد زحمت کشید ادکلن tamy hamilton و گل نرگس خرید که توعکسم میبینیش اینم گل جدیدم ...
12 بهمن 1399

۹۰ ماهگی عشقم وشب یلداو کرونا گرفتنمون

سلام مامانی ۹۰ ماهگیت مبارک  عشق مامان امسال شب یلدا مصادف شد با کرونا گرفتنمون و یه هفته قبل یعنی ۲۰ آذرمادربزرگ بابا فوت کرده بود مراسم بودیم همه که اونجا بودند کرونا گرفتند.منم ۲۶ اسفند از گلودرد شروع شد و توام گلودرد داشتی و یه ذره ام بینی ات گرفته بود شد شب یلدا که من حس بویایی و چشاییم از دست دادم که فرداش رفتم ازمایش گفت مثبته ولی برای بابا گفت منفی چون علائمی نداشت  .ولی بعد چند روز علائم سرماخوردگی پیدا شد و رفت ازمایش گفت مثبته .که ما هفته اول قرنطینه بابا رفتیم شمال. دوشنبه تا چهارشنبه  اینم اولین دلنوشتتت برای من یلدا ۱۳۹۹ ...
11 دی 1399

اندر احوالات ۸۹ ماهگی

سلام  بخاطر کرونا هفته قبل یعنی ۸ تا ۱۲ آذر یک هفته تعطیل کرده ادارات منم تعطیل بودم و بابایی میرفت سرکار فقط و همچنین دولت راههای ورود به شهرهای دیگه رو بستع بود و جریمه میکردو ما نتونسیم بریم شمال.فعلا کارمون دورکاریه و سه روز در هفته میریم اداره . اینم حاج آقا و مامان مریم که نزدیک یک ساله رو تخت هستند و نمیتوننن حرکت کنند ...
16 آذر 1399

89 ماهگیت مبارک

سلام مامانی دو ماه از سال تحصیلی می گذره و شما همچنان در حال درس خواند اخر ماه خانم اقایی ازتون امتحان میگیره معلم خیلی خیلی جدی و پرتلاشه . خداروشکر دو تا کارنامه ات خداروشکر خیلی خوب بود و خانمم ازت راضیه . هفته قبل رفتیم پیش هدیه دختر عمویه بابایی که دو ماه به دنیا اومده .
3 آذر 1399

۸۸ ماهگی عشقم (۷سال و ۷ ماه)

سلام مامانی ماهگردت مبارک عشقم شرمنده بخاطر کرونا و دور کاری شدنم تو اداره و برنامه شاد که امسال باید بصورت مجازی درس بخونید سرم خیلی خیلی شلوغه الان اومدم نوشتم . اینم بعد از ۸ ماه رفتی ارایشگاه از وقتی کرونا اومد نبردمت ارایشگاه تو این مدت بابایی موهاتو کوتاه میکرد  مثل عکس بالا  هفته قبل رفتیم شمال ۱۳ ابان که تولد حضرت محمد بود ،اونروزی بخاطر تعطیلات و بسته شدن راه ها ما ناامید بودیم که بریم ولی با کارت ملی قبول کردند رفتیم اینم بابایی که هر سری میریم شمال باید کباب رو بزنیم  ...
19 آبان 1399

87 ماهگی گلم (7 سال و 6 ماه )

سلام مامانی امروز اول مهر که سال قبل این موقع رفتی مدرسه ولی امسال بخاظر کرونا از طریق آموزش مجازی شاد درس میخونی . منم ساعت سه میرسم خونه تا به کارهام برسم ساعت میشه سه و نیم که باید به درست برسم ساعت شروع درس ساعت سه و نیم تا یه ربع به شش هستش .  
1 مهر 1399

اولین روز مدرسه درس سال 99 کلاس دومی شدن عزیزم

سلام مامانی امسال بخاطر بیماری کرونا 15 شهریور مدرسه ها باز شده و تحویل کتاب و آشنایی با معلم شما 16 شهریور رفتید که گفتند کلاسها به صورت مجازی برگزار می شود و هفته ی دو ساعت برای رفع اشکال به صورت حضوری اونم خبر میدن .   ...
18 شهريور 1399