خونه خاله آزاده جون
پنج ماهگی پرهام
سلام مامانی این مطلبی را که می خوام بنویسم رفتی تو پنج ماه و کارهای که جدیدا یاد گرفتی این که (1/5/92 )خودتو به پهلو می خوابوندی و می خواستی دمر شی که موفق شدی و می خوای سینه خیز بری و شب 3/5/92 د رحالت خوابم می خواستی دمر بخوابی و اون شب کلا به پهلو خوابیدی و طاق باز نخوابیدی . کلا چند روزه از این کارت خوشت میاد و تکرار می کنی هی دمر می خوابی و بعد اینکه خسته شدی جیغ می کشی یعنی اینکه به فریادم برسین منم می آم برمی گردونمت به حالت قبلت خیلی باحالی بابا. هفته قبل خیلی سرف می کردی بردمت دکتر گفت شربت استفاده کنه بهتره می شه الانم بهتر شدی خداروشکر ان شااله همیشه سالم باشی و همه ی بچه های کوچولو . مامانی برای اولین بار 31...
نویسنده :
مامان سحر
11:54
کارهای جدید پرهام
سلام مامانی کارهای که میخوام بنوسیم 4 ماهته تازگیها به پهلو می خوای برگردی ولی می ترسی و به حالت قبلیت برمیگردی و برات آهنگ حسنی می ذاریم آروم میشی و فیلمشو با دقت نگاه میکنی- دست و پاهاتو ورزش می دم خوشت می آد و میخندی .چند وقتیه آب دهنت می ریزه و بیشتر وقتها دستاتو مشت می کنی و میذاری تو دهنت و توف مالیش می کنی و منم یه کیسه فریزر بهت می دم تا باهاش بازی کنی تو هم با اون بازی می کنی و خوشت می آد چون صدا می ده و مشغول می شی دیروز برات پستونک خریدم تا بخوری گذاشتم دهنت خوشت نیومد و همش اوق می زدی و پرت می کردی بیرون قربون اون پرت کردنت برم که باحال می شد قبافت موقع پرت کردن .چهارشنبه 12/4/92 با بابای و خا...
نویسنده :
مامان سحر
16:38
4ماهگی
3ماه و 10 روز
تعجب پرهام
کارهای چهار ماهگی پرهام
مامانی سلام جدیدا یاد گرفتی که با قهقه بخندی بابای و خاله جونات و عمو هات باهات بازی می کنن با قهقه می خندی خیلی باحال می خندی .برای اولین بار 30/3/92 بردمت حموم خیلی کیف می کردی و بهتم خوش گذشته بود مگه نه عزیز مامان . بعد از حموم کامل 2 ساعت می خوابی .٢٨/٣/٩٢ تو مدفوعت خون دیدم خیلی ترسیدم بردمت پیش دکتر رسولی نژاد آزمایش نوشت و گفت شاید به پروتین گاو حساسیت داری و بعداز دادن آزمایش معلوم میشه و آزمایشتو نشون دادم گفت مشکلی نداره خداروشکر . 2 ماه و نیم دیگه مامانی باید بره سرکار از این بابتم خیلی ناراحتم که تنهات می ذارم و از بابتی خیالم راحته که پیش خاله جون آزاده می مونی خدا کنه مرخصی زایمان از6 ماه به 9 ماه تصویب ...
نویسنده :
مامان سحر
15:16
کارهای باحال سه ماهگی پرهام
سلام مامانی این کاراتو می خوام بگم سه ماهت بود خیلی جیگر شده بودی با دستات بازی می کردی و مامانی صدات می کنه نگاهش میکنی و بهش میخندی خداروشکر دل دردات کم شده و تاریخ 14 و 15 خرداد تعطیل بود با خاله منصوره و رادمهر رفتیم شمال شبی که میخواستیم بریم حلقه ختنتو بردیم پیش دکتر دراورد و شبش راه افتادیم و تو جاده خیلی ترافیک بود و حوصلتم سر رفته بود و تو ماشین نق می زدی ولی در کل بهمون خوش گذشته بود و همش دوست داری رو پام بشینی و صدای جغجغتو درارم و خیلی خوشت می آد و آروم می شی .30/3/91 با خاله مبشره و دانیال رفتیم بیرون با کالسکه ات بعد از یک ساعت دور زدن جاتو کثیف کردی و خیلی خیلی گریه کردی و همون لحظه بابای زنگ زد .و با هم برگشتیم خونه کلا خوب ...
نویسنده :
مامان سحر
12:13










